بدون عنوان
1 هفته از تولد هانا میگذره .چون محرم بود جشن خاصی نگرفتیم.فقط یه کیک و یه جمع خانوادگی.روز تولدش هانارو بردیم اتلیه ولی هانا خانمی که همیشه اروم بود تا پاش رسید به اونجا شروع کرد به گریه
من و علی هم اونقدر بالا و پایین پریدیم تا تونستیم چند تایی عکس ازش برداریم .فردا قرار نانا رو ببریم واکسن بزنه .هر دفعه موقع واکسنش استرس میگیرم.امیدوارم زیاد دردش نیاد و تب هم نکنه.اجیجکم دنیا دوست دارم بوووووووووووووووووووووووووووس
در ضمن از همه نینیهایی که تولد هانا رو تبریک گفتند سپاسگذارم.واقعا بهمون چسبید.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
